الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

19

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

( 1 ) عاقبت انديش ، نه هرزه است و نه در جست و خيز ، بسيار پيوند است و بىزحمت ، بسيار بخشش است در جاى خود ، نه به خود بالد و نه دغل باشد ، نه پيگردى از عيبِ ديگران كند و نه به كسى ستم روا دارد ، اخلاقش خوش است و در زمين به كوشش است ، كمك ناتوان است و دادرسِ بيچارگان ، پردهء آبروئى ندرد و رازى را فاش نكند ، بلا بسيار كشد و شكايت اندك كند ، اگر خوبى كند به يادش آرد و اگر بدى بيند نهانش كند ، عيب را پوشد و حفظ الغيب كند ، از لغزش درگذرد و از نكوهش ، چشم پوشد ، بر اندرزى مطّلع نگردد كه آن را از دست بنهد ( چه در بارهء خودش از ديگران و چه در بارهء يادآورى آن به ديگران ) و ناهموارى و ستمى را وانگذارد كه اصلاحش نكند استوار است ، پايدار است ، پرهيزكار است ، پاك است ، شسته است ، پسنديده است ، عذرپذير ، و خوب گويد ، و به مردم خوش بين باشد و در ناديده ، خود را متّهم سازد ( خود را به عيب ، متّهم سازد خ ل ) از روى فهم و دانش براى رضاى خدا دوست گردد و به دور انديشى و تصميم براى رضاى خدا دوستى را ببرد ، شادى او را به بد مستى نكشاند ، و شادمانى او را از جا بدر نبرد ، ياد آور دانا باشد و آموزنده به نادان ، نيرنگ از او توقّع ندارند و از دست برد او نترسند ، هر كوششى نزد او از كوشش خودش پاكتر است و هر كس در بر او از خودش شايسته‌تر ، عيب خود داند و به غم خود اندر است . جز به پروردگارش اعتماد ندارد ، آواره است ، تنها است ، بىعلاقه است ، ( غمناك است ) ، براى خدا دوست دارد و در راه خدا جهاد كند تا خشنودى او را پيروى كند ، براى دلِ خود انتقام نجويد ، و در مورد خشم پروردگارش دوستى نكند ، همنشين فقراء است ، و